Nest

نوشته‌های کلاغ شمال

Nest

نوشته‌های کلاغ شمال

Nest

Walking in a plain of darkness and snow

And I'm livin' in a sea of death and sorrow

Angles and Demons! There's a hell in heaven

On the bottom of the hell, is living a raven

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
۲۴
آذر

آره :دی می دونم :دی و شاید اهمیتی نمی دم:دی



http:/www.systemofageek.blog.ir



+با امیدواری بسیار، فاینال دستینیشن ماعه.


++پاک نکردن اینجا برای یادآوری حماقته :دی که دیگه تکرار نشه :دی و تا حدی احترام به گذشته‌ای که از دور خوب به نظر می‌رسید :دی و خب، گشادی؟ آره :))

  • کلاغ شمال
۱۳
آذر

تنها دلیلی که می‌خوام دوباره بنویسم هم یه امیده. این امید که اینجا رو نخونی. 


یادته اینجا رو دیگه، ها؟ اصن اینجا رو برای تو زده بودم. پستام رو برای جلب توجه تو می‌زدم. وقتی دپرس بودم زیاد با هم صحبت می‌کردیم، بنابراین وقتی دپرس نبودم هم خودمو دپرس نشون می‌دادم که با هم حرف بزنیم. کی فکر می‌کرد اون افکار احمقانه‌ی بچگانه ام که ازشون می‌ترسیدم واقعی شن؟ کی فکر می‌کرد از ماه دیپورتم کنن؟ کی که ینی خب، همه همین فکر رو می‌کردن به نظرم. همه جز من. منِ بچه‌ی خودخواهِ آبسسد. من که صرفن اتمپت می‌کردم برای خودکشی، فقط برای اینکه بهم بفهمونی چقد دوستم داری تا منصرف شم. حقیقتش خیلی هم فن قهوه نبودم. آره، اعتیاد به کافئین داشتم و دارم، ولی با قهوه حال نمی‌کردم. می‌رید به دستگاه گوارشم و بالا می‌آوردم. ولی انقد می‌خوردم به امید اون روزی که سر دیت قهوه سفارش بدم و جلوت بخورم و تو خوشت بیاد. ماه قشنگه، شکی درش نیست. ولی کی بود که باعث شد بعضا از همه چی بزنم و ماه رو ببینم؟ پاشم چن تا کتاب آماتور نجوم بخونم و بریزم روی صور فلکی و بتونم پیداشون کنم؟ هنوزم یادمه که پگاسوس رو آسون تر از بقیه گیر می آوردم. بعدشم اوریون بود، جبار، اونم فقط کمربندش رو که سه تا ستاره ی در مسیر هم بودن. یا اشتباه می کنم؟ یادمه وقتی لیلی رو گوش کردم و دیدم چقد دوسش داری، نان استاپ گوش می کردمش و می رفتم نت گردی تا ببینم بقیه کارای خوب آرون چی ان، چون اونقدری نت نداشتم که بتونم فول آلبومشون رو دانلود کنم و اونقدری احمق بودم که فکر نکردم شاید فقط سه تا آلبوم داشته باشن. یه خرس داشتم به اسم فیلیپ. دادمش به ترنم. گفتم اسمش بالثاس. نمی تونست ث رو تلفظ کنه و اونقدری براش وقت گذاشتم تا بالاخره بتونه. ولی خب، بازم بهش می گفت بالسا. بعد گفتم شاید خیلی بد نباشه. بالثا مونثه، بالسا مذکر. ها؟ یادته جادوگران رو؟ فقط برای تو اومدم. فقط برای تو موندم. فقط برای تو جو می دادم. یادته دیگه، نه؟ تا رول می زدم لینکش رو می فرستادم برات. یادته یه بار برات لینک فرستادم و گفتم چی شد و مامانت جواب داد؟ گفت چقد چرته؟ :))


نمایشگاه کتاب می‌خواستم چی کار؟ میتینگ های ملت رو می خواستم چی کار؟ می اومدم که تو رو ببینم. یادته اردیبهشت رو؟ همین امسال؟ تبلتی در کار نبود و به زور و از طریق جیمیل ارتباط داشتیم؟ و من مدام آنلاین می نشستم تا بالاخره آنلاین شی و پیام بدی و بتونیم صوبت کنیم. یادته تابستون رو؟ می خواستم بیام؟ دم در خونتون؟ صرفن همون لحظه ای که از سرویس پیاده می شی تا بری خونه. دروغ گفتم. ینی بودم، ولی گفتم باشه نمیام رو دروغ گفتم. دلیلش ینی. بالا آورده بودم از شدت استرس. نزدیک ایستگاه مترو که رسیدم حالم بد شد. بالا آوردم. برگشتم خونه ی یارو و سعی کردم با بازی کردن خودم رو تخلیه کنم. مث کاری که این روزا می کنم. لامصب جواب نمی ده. اوه، یادته خرداد رو؟ گفتم بهت خیانت کردم؟ با موریگان توی درگون ایج اوریجینز. کاش نمی کردم. موریگان اصلن یاروی خوبی نیست. دیگه ازش خوشم نمیاد. از ینفر آو وندنبرگ خوشم نمیاد. از تریس مریگولد خوشم نمیاد. از الیزابت بایوشاک خوشم نمیاد. از الیز خوشم نمیاد. از آرون لرد آو د رینگز خوشم نمیاد. از هیچ بنی بشری خوشم نمیاد. خیلی وحشتناکه. از اون فینگیلی هشت ساله هم خوشم نمیاد حتی، باورت می شه؟


عوضی باهام حرف بزن. حداقل توی خوابام حرف بزن. چرا توی خواب ساکتی آخه؟ حقوق می دن بهت برای ریدن بهم؟ برای نابود کردنم؟ برای اینکه جلوت خودم رو بشکنم چطور؟ 


یادته اوایل آشناییمون رو؟ الان که فکر می کنم جفتمون کلیشه بودیم و می گفتیم کلیشه نیستیم. آره، عشق نتیجه ی ترشح غدد درون دریزه، عشق فلانه، عشق عن سگه، بلا بلا بلا. بعد عاشق شدیم و گفتیم چقد حسه خوبه و چقد خوبه خز نیستیم و اینا. 


شت. پونزده شهریور نود و چار. یادمه تا یکی دو روز از خوشحالی می لرزیدم. می لرزیدم!


پ.ن: همه ی اینا با افکار یک آتئیست در حال مرگ/Thoughts of a Dying Atheist خیلی جور بودن. داشتم گوش می کردم موقع نوشتنش. چندین بار.


پ.ن2: یه چیزی یادمه که تو یادت نیست. چون نمی دونی. یادمه گریه ات که می گرفت، گریه ام می گرفت. بعد تو که خوب می شدی از خوشحالی گریه ام می گرفت. 


پ.ن3: اگه انقد بچه و احمق و خودخواه نبودم، ممکن بود بمونی؟


پ.ن4: شه ماهه که وقتی ازم می پرسن اگه ماشین زمان داشتی چی کار می کردی، نمی گم هیچی و از زندگیم راضیم. می گم بر می گشتم و هر کاری که ممکن بود می کردم تا بمونی.


پ.ن5: لایف ساکز ویذَوت یو.


پ.ن6: یادته توی همین بلاگ یه مدت صحبت می کردیم؟ نظر خصوصی؟ دت واز کیوت.


پ.ن7: اینو توی تلگرام سرچ کنین. نمی خوام آهنگ روی سرور بلاگ آپلود کنم. @Lonely_Land


پ.ن8: ایت اسکرز د هل اوت عاو می اند د اند ایز عال عای کن سی...

  • کلاغ شمال
۲۱
ارديبهشت
Knock Knock!
New Blog!



لینک خراب بود انگار :/
درست کردم
  • کلاغ شمال
۱۴
ارديبهشت


  • کلاغ شمال
۱۹
فروردين

بلاگر نیستم. شما هم می دونین، منم می دونم. مخاطبم نمی خوام. جمع کنین برین خونه هاتون :))


اینجام تموم شد رف. 


+حالا درسته عمرش یه سال نشد، ولی نزدیکه دیگه... شما یه سال در نظر بگیرین.


++از اونجایی که دیگه گذشتم از زر زدنام و اینا، صرفن موزیک می ذارم. چون مشخصن بندها و موزیسنا خیلی بهتر از من می تونن حرف بزنن :دی پس اگه موزیک می خواین، بیاین تلگرامِ عن. چقد بدم می آد از تلگرام :)) آیدیش هم اینه: @mooncrow

  • کلاغ شمال
۱۳
فروردين

امروز نشستم هر چی سناریوی مختلف از مردنم (که منطقی به نظر می رسید) رو نوشتم. خیلی باحال می شه مرد. بهش فکر کنین، می تونه جالب باشه، می تونه دردناک باشه. برای من مردن با در اومدن نای هم جالب بود :دی

  • کلاغ شمال
۱۲
فروردين
آ
پ
ل
و
د
.
  • کلاغ شمال
۲۳
اسفند

خلاصه ی وقایع یک روز رو تو عنوان بالا می بینین.


+سه ماه تکون نخوردن از خونه رو هم حساب کنین. تکون نخوردن من نه. مامانم.

  • کلاغ شمال
۱۴
اسفند

آیا می دانستید چون من تا حالا برای کسی ایمیل نفرستادم، بلد نیستم چطور می شه این کار سخت و طاقت فرسا رو انجام داد؟ :))

  • کلاغ شمال
۱۱
اسفند

- حبیب ده سال مریض بودی، یه کلاسی فنی ای، چیزی نتونستم بفرستمت. الان هیچی بلد نیستی.

- ببخشید که دست خودم نبود و مریض بودم.

- مسخره بازی در نیار. هیچی بلد نیستی.

- مامان من ترجمه می کنم، ویرایش بلدم. می تونم گلیم خودم رو از آب بکشم بیرون.

- تو هیچی نمی شی حبیب.



#لاو_یو_مام

  • کلاغ شمال